شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

22

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

كردند آنچنان كه اگر همه‌ى عصبيت‌هاى فرومايه و ظالمانه بهم آيند ، از نظر ايجاد مخاطره براى اسلام و مسلمانان از آن كمتر باشند . ( 1 ) مردم ، امويان را همچون بوزينگانى يافتند كه بر منبر رسول خدا بالا مىروند و با امت اسلامى با دندانى چون غول و با پنجه‌اى چون گرگ و با سيرتى چون عقرب روبرو مىشوند . در آنان ، همان چهره‌ى كريه موروثى را ديدند كه تربيت اسلام از شرارت آن سر موئى نكاسته و مكارم محمدى از پستى و لئامت آن ذره‌ئى نپيراسته است . همان جگرخوارگى روز احد است كه كينه‌هاى ننگين اموى آن را به جلادى وحشيانه‌ى روز عاشورا تبديل مىكند و به جائى مىرسد كه بكشتن حسين قانع نمىشود تا بدن او را نيز پايمال سم ستوران مىسازد . . و بدين نيز اكتفا نمىكند تا بدن او را برهنه در بيابان سوزان ، در گذرگاه وحوش زمين و مرغان آسمان مىافكند و سر او و ياران و مردان خاندانش را بر سر نيزه تا شام ميبرد . . و باز بدين همه راضى نمىشود تا آزادگان وحى يعنى دختران پيامبر مكرم را همچون اسيران در شهرها مىگرداند ! ! ! . . مردم ديدند كه حسن مسالمت كرد . . . ولى اين مسالمت نتوانست او را از دستبرد آن وحشيگرى پست و پليدى در امان بدارد و عاقبت معاويه از روى دشمنى و رذالت او را مسموم ساخت . و حسين در آن هنگام كه زمينه را براى هشيار كردن و برانگيختن روح آزادگى امت ، مهيا ديد ، قيام كرد ولى قيام وى نيز وحشيگرى اموى را از جرائمى كه از آنان سر ميزد ، بازنداشت و اين وحشيگرى تا دورترين مرز ممكن پيش رفت . طبيعى است كه آراء عمومى در پرتو اين آتش سوزنده زوايا و اسرار